صبورانه

 

این چندمین بهار است که بی تو از خیابان می گذرد.

یک، دو، سه هر چه می شمارم باز هم انگشت تو را کم می اورم. برای همین بود که همیشه می گفتم عزیز دلم این قدر به اسمان اشاره نکن.

من می دانستم اولین نسیم تو را از شاخه هایم سفر می دهد!

اصلا از امدنت پیدا بود که می روی......

نظر یادتون نره.............قلبماچچشمکنیشخند

/ 7 نظر / 9 بازدید
ساناز

سلام آبجی جووووووون [لبخند][گل][گل] آپپپپپپپپپپپپت عالی بود [دست][دست] واسه همه پستات نظر میذارم آجی گلم [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] [بغل]

دختران کهکشانی

ما تماشاچیانی هستیم، كه پشت درهای بسته مانده ایم! دیر آمدیم! خیلی دیر.. پس به ناچار حدس میزنیم، شرط میبندیم، شك میكنیم.. و آن سوتر در صحنه, بازی به گونه یی دیگر در جریان است! [گل]

جالبه همه می دونیم هر اومدنی شروع یه رفتنه ولی باز به اومده ها دل می بندیم[چشمک]

ابی

سلام فاطی جان بهم سر بزن مرسی وبلاگت عالیه

میس درسا

appppppppppppppam boodo biaaa[زبان]