انتظار

سلام

از روزی که رفتی روزهایم شولای شب به تن کرده اند و شب هایم با ماه و ستاره میانه ای ندارد.حالا من مانده ام و اتاقی که هنوز بوی تو را دارد و قاب عکسی که از ان نگاهم می کنی و دفتر خاطراتی که یاد با تو بودن ها را برایم جاودانه نگه داشته است.

تو رفته ای، اما هنوز هستم و به یادت نفس می کشم ، با کلمات تو حرف می زنم و قلبم به شوق تو می تپد.هنوز فانوس امید در نگاهم سوسو می زند و گوشم به در است در انتظار شنیدن تق تق در زدنت که بهترین موسیقی دنیاست.

/ 3 نظر / 16 بازدید
سلنا

باسلام خدمت شما دوست عزیز دارم دنبال چندتا نویسنده فعال برای وبم میگردم اگه مایل هستی بامن همکاری کنی لطفابهم خبر بده به دوستانت هم اطلاع بده مرسی فعلا...

علی

[قلب]با سلام و خسته نباشید ب دوست عزیز.مرسی از این موضوعات قشنگی ک تو وب میزاری اما عزیزم ب فکر خودتم باش خسته میشی,مواظب خودت باش,بای گلم